صفحه نخست  |  متن سند همبستگی  |  شورای اجرایی  |  هموندان همبستگی  |  پیوستن به هموندان  |  Declaration of Formation

پذيرش > ‫‫۳ - دیدگاه ها > نهضت آزادی" فرقه یا یک حزب سیاسی؟ : اشکان رضوی

نهضت آزادی" فرقه یا یک حزب سیاسی؟ : اشکان رضوی

يكشنبه 10 سپتامبر 2017

(به زودی سلسله نقدهایی پیرامون این جریان نشر خواهم دادم و بی گمان برای نخستین بار خواهد بود که کسی نهضت آزادی را یک فرقه در سطح رسانه ای مطرح می نماید. این نوشتارها شاید نادرست باشد، اما دیدگاه و باور شخصی من به عنوان یک کُنشگر سیاسی ملی گرا است که سالهاست به شکل مستقیم و غیر مستیقم با این جریان و کادرها و اندیشه های حاکم بر آن آشنایی دارم. برای آینده ایران از دید من دو جریان به شدت خطرناک هستند،نخست فرقه ی ضد میهنی مجاهدین خلق، و سپس جریان موسوم به ملی مذهبی و بازماندگان نهضت آزادی،که از بد روزگار خیلی از کادرهای آن روزگاری ریشه در فرقه ی مجاهدین داشتند.امیدوارم تنی چند از دوستان من که سمپاتی خاصی به این نحله و همچنین علی شریعتی دارندبا نوشتارهای من رنجیده خاطر نشوند، اگرچه می دانم که آنان حداقل تاثیر را در تعیین اهداف سیاسی ،اجتماعی این جریان را دارند اما به عنوان یک باورمند به پارامترهای میهن پرستی و دموکراسی خواهی در این هنگامه ی میهن بر خود واجب می دانم که مواضع خود در خصوص این جریان را شفاف بیان دارم. هر چند که در گذشته ی نیز در چندین نوشتار این جریان و کادرهای آن را به چالش کشیده ام.)

- استفاده ی تاکتیکی از مقوله مذهب به عنوان یک ابزار سیاسی کارآمد برای رسیدن به اهداف سیاسی و دایره ی بسته و غیر دموکراتیک تشکیلات نهضت آزادی و پروسه ی سیاسی پر از ابهام و غیر شفاف کادرهای رهبری آن به ویژه ابراهیم یزدی رئیس مادالعمر آن که هیچگاه حاضر نشد پاسخ روشن و شفافی به جامعه ی ایرانی در خصوص عملکرد خود و جریان نهضت آزادی بدهد، بی گمان تا سالها می تواند زمینه ساز به چالش کشیدن وارثان این جریان را درجامعه ایرانی و البته کُنشگران سیاسی را فراهم سازد.
- تکیه ی کادرهای این جریان به گفتارها و نوشتار های آکنده از پارادوکس های علی شریعتی و مهدی بازرگان به عنوان تئوریسین های این جریان تا دهه ی هشتاد در یک فضای خلاء رسانه ای و به دور از نقد که بن پایه عدم آگاهی جوانان و دانشجویان به عنوان سربازان پیاده ی این جریان بودند ،توانست مقبولیتی سیاسی ، اجتماعی را پدید آورد. .....

- با گسترش رسانه های عمومی و فضای مجازی و نقدهای چالش بر انگیز از چیستی و چرایی وجود پدیده ای به نام علی شریعتی ،عملا موجبات ریزش نیرو به شکلی گسترده در این جریان شد و جریان موسوم به ملی مذهبی! که نه پارامترهای ملی گرایی را در خود داشت و نه مذهب به شکل عرفی و شرعی را،با یک بن بست سیاسی و اجتماعی بزرگی مواجه می شود.

- شیفت کادرهای این جریان به سوی فعالیت های اجتماعی به عنوان یک راهکار و راهگشا در سپهر سیاسی بعد از شکست تئوریک، موجبات مانور دادن بر مقوله هایی چون حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق کارگران، حقوق اقوام و حتا حقوق کودکان و دگرباشان جنسی می شود.

- امپراتوری رسانه ای بی بی سی و صدای امریکا و رادیو فردا و نشریاتی چون ایران فردا، چشم انداز ایران، پیام هاجر و دهها نشریه غیر مطرح دیگر به عنوان ارگان رسانه ای این جریان وارد کارزار تاثیر گذاری بر جامعه ی سیاسی و اجتماعی ایران می شونددر شرایطی که این امکان در حداقل ممکن نیز برای هیچ نیروی ملی گرا و یا کُنشگر سیاسی مستقل دیگر وجود ندارد...
- هم پوشانی و هم آوایی آنان در پدیده ی جنبش سبز و جریان اصلاح طلب و البته کوچ لیدرهای این جریان به اروپا و امریکا حکایت یک آلترناتیو سازی برای فردای ایران است.....

به باور من در خلاء وجود یک اپوزسیون توانمند و تشکیلاتی منسجم که توان هدایت جامعه ی ایرانی را برای نیل به خواسته های آزادی طلبانه و دموکراسی خواهانه داشته باشد، دشمنان این سرزمین بیکار ننشسته اند..

کپی رایت © 2017 - همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران | استفاده از مطالب سايت با ذکر منبع آزاد ميباشد | | نقشه‌ى سايت |  پيگيرى فعاليت سايت RSS 2.0